خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : شهيدي )

9

نهج البلاغة ( فارسي )

به پى مىسپرد ، و بر دست و پا ايستاده ، از پايشان در مىآورد ، و آنان دچار موج فتنه سرگردان بودند ، درمانده و نادان ، فريفتهء مكر شيطان . در خانهء امن كردگار با ساكنانى تبه‌كار و بدكردار ، خوابشان شب بيدارى ، سرمهء ديده‌شان اشك جارى ، در سرزمينى عالم آن دم از گفت بسته ، و جاهل به عزّت در صدر نشسته . و از اين خطبه است در وصف خاندان رسول ( ص ) راز پيامبر بدانها سپرده است ، و هر كه آنان را پناه گيرد به حق راه برده است . مخزن علم پيامبرند و احكام شريعت او را بيانگر . قرآن و سنّت نزد آنان در امان . چون كوه افراشته ، دين را نگهبان ، پشت اسلام بدانها راست و ثابت و پابرجاست . و از اين خطبه است در بارهء گروهى از مخالفان تخم گناه كشتند ، و آب فريب به پاى آن هشتند و شكنجه و عذاب درويدند ، و بدين حقيقت نرسيدند كه : از اين امّت كسى را با خاندان رسالت همپايه نتوان پنداشت ، و هرگز نمىتوان پروردهء نعمت ايشان را در رتبت آنان داشت كه آل محمّد ( ص ) پايهء دين و ستون يقينند . هر كه از حد درگذرد به آنان بازگردد ، و آن كه وامانده ، بديشان پيوندد . حقّ ولايت خاصّ ايشان است و ميراث پيامبر مخصوص آنان . اكنون حقّ به خداوند آن رسيد و رخت بدانجا كه بايستهء اوست كشيد . ( 3 ) و از خطبه‌هاى اوست كه به شقشقيه معروف است هان ! به خدا سوگند - فلان - جامهء خلافت را پوشيد و مىدانست خلافت جز مرا نشايد ، كه آسيا سنگ تنها گرد استوانه به گردش در آيد . كوه بلند را مانم كه سيلاب از ستيغ من ريزان است ، و مرغ از پريدن به قلَّه‌ام گريزان . چون